خلاصه فصل اول زندگیم

سلام خواننده عزیز

امروز که این مطلب رو می نویسم نمی دونم که کسی این وبلاگ رو می خونه یا نه اما این جا داستان کاملا واقعی زندگیم رو می نویسیم.

البته به طور خلاصه می نویسم که من و محمد 4 سال با هم دوست بودیم و بعد از کلی تفریحات و دلبستگی ها که به هم داشتیم تصمیم گرفتیم که با هم زندگی کنیم اما ازدواجمون به خاطر خانواده محمد خیلی مخفیانه صورت گرفت و خانواده اون اصلا اطلاعی از ازدواجمون نداشتند و به خاطرهمین محمد شبها ساعت 12 می اومد خونه و ساعت 6 صبح برمی گشت خونشون .

حالا شما حساب کنید که ما  سه سال چطور با هم زندگی کردیم و من چقدر به اقوامم دروغ گفتم به خاطر حضور نداشتن محمد در جمع خانواده من (البته من به فامیلم گفته بودم که خانواده محمد خارج از کشورن و اون اینجا کسی رو نداره و این موضوع رو فقط پدر و مادرم می دونستند که جریان چیه که ناگفته نماند که با کلی جنگ و دعوا اونا حاضر شدن که من با این شرایط با محمد ازدواج کنم)

خلاصه سه سال گذشت و اوضاع درست نشد آخه محمد قول داده بود که یواش یواش با خانوادش مطرح کنه و اوضاع رو درست کنه ولی نشد که نشد.

بعد از سه سال من یه روز تصمیم گرفتم که این اوضاع رو سرو سامون بدم با محمد حرف زدم بارها و بارها و اون می گفت که نمی تونه به خانوادش فشار بیاره و اونا رو راضی کنه و باید زمان بگذره تا ببینیم چی پیش میاد.

اما من توی این سه سال خیلی سختی کشیده بودم و حتی تحمل یه روز دیگه برام خیلی سخت بود. با محمد توافق کردیم و طلاق گرفتیم و الان سه ماهه که طلاق گرفتم ولی به خانوادم هنوز نگفتم . اما یک روز دل رو زدم به دریا و رفتم جلوی خانوادم نشستم و همه چیز رو اعتراف کردم که اشتباه کردم و حالا کمکم کنین. اونا هم با کلی سرکوفت که نشات از دلسوزی پدرانه و مادرانه می گرفت قول دادن که پشتم وایسن و هرگز تنهام نذارن.

راستش هنوز نگفتم که طلاق گرفتم ولی می خوام این موضوع رو هم بهشون بگم و خودم رو خلاص کنم . این از پایان فصل اول زندگی من .

همه دوستانی که فصل اول زندگی من رو خوندن و دنبال می کردن اگه اینجا منو پیدا کردن بدونن که همه چیز تموم شد وبهتره بگم که همه چیز از نو داره شروع میشه.

لطفا برام دعا کنین.

/ 6 نظر / 71 بازدید
کیانا!

سلام! شما "عاطی پویا" نیستی؟؟ :(

elahe

سلام شما مهسان نیستی؟؟؟؟؟؟؟

elahe

شما مهسان محمدنیستی؟؟؟؟نوشته هات بدجورمن روبردبه فکرمهسان!!!خیلی وقته دنبال مهسان میگردم اماپیداش نکردم لطفااگه خودشی وامکانش هست بگو!!!!

هدی

سلام.. من اسمتو نمیدونم عزیزم..اما خیلی خوشحالم که الان داری از نو شروع میکنی.. ماهی رو هر وقت از اب بگیری تازس اینو یادت بمونه همیشه... یه چیزه دیگه منو لینک کن..[لبخند]

دخی جلفه

سلام عنوان وبت قبلا پویام دوست دارم بود چرا الان اینجوری شده اینجا